صبورانه
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


دی 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30





جستجو





  مگرتومادر_نداری؟   ...

✦ بسم الله الرحمن الرحیم ✦

#مگر_تو_مادر_نداری ؟

#حرف_اول_و_آخر

✍ رنج واژه‌ایست که تا نکشیده باشی‌اش،
تا نخورده باشی‌اش،
تا شانه‌هایت زیر لگدهایش لِه نشده باشد، نمی‌توانی ادعا کنی می‌فهمی‌اش!

▪️ و فقـــط :
فهم رنج است، که تو را به آنان که اهل قورت دادن رنجهای بزرگند، نزدیک می‌کند!
و تو به اصطلاح “توانِ درک آنان را می‌یابی"!

عبارت “درکت می‌کنم” را شنیده‌اید؟
اهل رنج، می‌توانند به اندازه‌ی درکشان از رنج، اهلِ رنج‌های بزرگ را درک کنند!

▪️ رنج، چیزی است که اگر برساندت به درک،
به درک همانها که اهلِ رنجهای بزرگند؛
حتماً می‌رساندت به عشق …
عشقِ همانها که اهل رنجهای بزرگند!

و از جایی به بعد، وقتی که عاشق شدی؛
رنج‌ها، برایت سرمایه می‌شوند!
سخت می‌گذرد،
جانت به لبت می‌رسد،
اما زیاد نگرانشان نمی‌شوی … می‌دانی آمده‌اند تا درک تو را از اهلِ رنجهای بزرگ بیشتر کنند، تا رفیق‌تر باشی برایشان …
تا روزی که، تنها سرمایه‌ات فقط همین عشق باشد و بس …

 

▪️اما هر که باشی و در هر سطحی از ادراکِ مفهوم رنج؛
گاهی حس می‌کنی دیگر تحمل رنج جدید را نداری …
انگار به تهِ خط رسیده‌ای!
و تمام توانت، تا همین‌جا بوده است!

حق داری!
چون واقعاً طاقتت تا همین‌جا بوده،
ولی قرار است طاقتت را زیاد کنند،
سهمت را از درکِ اهل رنج‌های بزرگ بیشتر کنند،
و شباهت و رفاقتت را نیز هم …
و این تازه آغاز ماجراست!


▪️از میان انبوه رنج‌هایی که می‌آید و می‌رود:
رنجی آمد و حس کردم فوق طاقتم است!
انگار دیگر نمی‌توان جلوتر رفت…

برخلاف همیشه، که از بازگو گردن رنج‌ها بیزارم…
با تمام خستگی زنگ زدم به کسی که تمامِ جانم بود و … برایش گفتم از رنجی که طاقتم را تمام کرده بود!

دلداری‌ام داد و دعوت به تحملم کرد!
ظاهراً آرام شدم،
اما … انگار چیزی در من کم شد ـ گم شد!
نمی‌دانستم چه بود!
تا اینکه صبح شد…

▪️در بهشت سیدالکریم علیه‌السلام،
دخترکی با گریه‌ای که به هق‌هق تبدیل شده بود پرید بغل مادر و شکایت می‌کرد از کسی که آزارش داده بود!

مادر گفت ؛ #مگر_تو_مادر_نداری؟
و برخاست تا بدنبال رفع حوائجش برود.


▪️و من فهمیدم …
همان تکه‌ای را که کم شده بود،
که گم شده بود …

مگر من مادر نداشتم؟
این رنج آمده بود، تا مرا به درک بیشتری از رنجهای مادرم برساند!
تا بفهمم مادری که سیلی می‌خورد برای امامش،
که تحقیر می‌شود برای امامش،
که کشته می‌شود برای امامش …
دردش چه طعمی دارد، چه جنسی دارد؟ چه رنگی دارد؟

مگر من مادر نداشتم؟
دردم را نباید جز در آغوش مادرم زار می‌زدم.

▪️مادری غیور که غیرتش برنمی‌تابد برای هیچ کدام از رنجهایی که می‌آیند تا بزرگت کنند جز به آغوش خودش  پناه ببری!



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[پنجشنبه 1401-10-08] [ 01:19:00 ب.ظ ]





  قول وقرار   ...

🅿️ اینجایی که وایسادی آخر خط نیست!
#قول_و_قرار
#حرف


موضوع اصلا چادری شدن نیست!
برای ما جا افتاده که تحول مخصوص اوناست که بدحجاب و چی ان و چی ان… بعد یه اتفاقی تو زندگی شون می افته، تلنگری میخورن و تصمیم میگیرن توبه کنن و چادری بشن!!!!!! برنامه هایی شبیه لاک جیغ و…. و هر کسی که این چنینی فکر میکنه و حرف میزنه واسه من و تو نیست…

تحول فقط تغییر از بد به خوب بودن نیست… حجاب که این قدر بحث کردن نمیخواد.. چهارتا استدلال ساده بیشتر نیاز نداره.. اونی هم که حجاب رو قبول نداره از روی نفس داره تصمیم میگیره. بر اساس امیالش داره انتخاب میکنه وگرنه حجاب که این قدر پیچیده نیست..

این قصه ها رو بریز دور.. این تحول ها و توبه ها رو بذار کنار.. تحول من و تو اینه که این نذاریم این چادر رنگ دنیا بگیره.. تحول اینه که بدونیم این چادر که انتخاب کردیم تازه اول راهه .. این چادر باید منو پرواز بده … اگه چادرت پروازت نداد بدون که گرد دنیا نشسته بهش..


عزیز من. چادر واسه دنیا نیست.. بپر.. چادر واسه دنیایی شدن نیست.. اونی که میخواد حجابش رو حفظ کنه فقط ، ده تا راه دیگه به جز چادرم داره ها!! چادر واسه اوناست که اگه اسم شون زینب نیست رسم شون زینبیه .. چادر واسه اوناست که حتی اگر اسمشون فاطمه نیست دختر فاطمه ان…

مادر ما بین در و دیوار که موند. فضه ی خادمه رو صدا زد… ببینم جوری زندگی میکنی که مادرت صدات بزنه بگه فلانی پاشو برام این کارو انجام بده؟ جوری از خودت آمادگی نشون دادی که صدات بزنه بهت کار بسپره؟ این چادری که سرت کردی واست لباس رزم بوده که صدات بزنن بگن فلانی این کار امام زمان رو زمین مونده یا علی ببینم چه میکنی؟

پس فکر میکنی شهدا چطوری شهید میشن؟ از خودشون یه خودی نشون میدن، بهشون ماموریت سپرده میشه… ماموریت رو انجام میدن و خدا هم می بره شون پیش خودش!!


قصه از اولم همین بود… قصه این بود که یه عده بدحجاب شدن یه عده با حجاب شدن یه عده رو گفتن اگه میخواید پاشید کاری برای خدا کنید اگه میخواید واسه اسلام هزینه کنید از جان و مال و آبرو و عمرتون.. این چادر رو بپوشید و برید تو دنیا مشغول بشید

تو چه قول و قراری با حضرت زهرا می بندی؟؟؟❤️

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:19:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما